طراحی نما ساختمان

یکی از آیتم های سبک سازی در طراحی و محاسبه ساختمان، استفاده از نماهایی با ساختار سبک می باشد. از این جمله می توان به نماهای کامپوزیت پنل اشاره نمود. ورق های کامپوزیت پنل از دو لایه آلومنیوم در طرفین و یک هسته پلیمری در وسط تشکیل شده است. امروزه ورق های کامپوزیت ضد حریق و ورق های نانو که ضد جذب آلایندگی می باشند نیز تولید و عرضه می گردند.


کامپوزیت شامل چند لایه فشرده و به هم چسبیده از مواد مختلف مانند پلاستیک و فلز آلومینیوم است که برای پوشش ظاهری و حتی داخلی ساختمان به کار می رود. علاوه بر زیبایی خاص و منحصر به فردی که نمای کامپوزیت دارد ، مزایا و کاربرد های فراوانی دیگری نیز دارد. به همین دلیل مورد توجه و استقبال ساختمان سازان ، معماران و ساکنان یک شهر قرار گرفته است.
به صورت تخصصی تر اگر به بررسی کامپوزیت بپردازیم ، دو لایه بیرونی این مواد از جنس آلومینیوم به ضخامت 0.3 و 0.5 میلی متر و لایه وسط آن از جنس پلی اتیلن می باشد. البته کامپوزیت انواع مختلفی نیز دارد مانند نمای کامپوزیت آلومینیومی که از رایج ترین آنهاست و یا نمای کامپوزیت فایبرگلاس ، طرح چوب و ورق کامپوزیت.
استفاده در نمای ظاهری ساختمان های اداری ، تجاری ، مسکونی ، عمومی و همچنین دکوراسیون داخلی خانه ها و فروشگاه ها ، ساخت تابلو های تبلیغاتی ، پوشش ستون ها و.. از جمله کاربرد های مهمی هستند که می توان برای کامپوزیت برشمرد.
از جمله ویژگی ها و مزایای نمای کامپوزیت که آن را نسبت به سایر رقبای خود متمایز کرده است می توان به رنگ بندی و طرح بندی متنوع ، قیمت مقرون به صرفه ، طراحی و اجرای سریع ، سبکی وزن ، مقاومت در برابر سرما و گرما ، عایق در برابر صوت ، مقاومت در برابر حریق ، نگهداری و نظافت آسان و قابلیت بازیافت اشاره کرد
همانطور که ذکر شد ورق های کامپوزیت قیمت های مقرون به صرفه ای دارند که باتوجه به جنس و کشور سازنده آن متفاوت می باشد. قیمت هر ورق کامپوزیت به طور تقریبی بین 50 الی 140 هزار تومان می باشد که بسته به آنچه ذکر شد متفاوت است.

سرامیک خشک پرسلانی
نمای سرامیک خشک پرسلانی dry porcelain ceramic جزء به روز ترین نماهای ساختمانی روز دنیاست که به روش نصب خشک اجرا می گردد .سرامیک خشک پرسلانی به عنوان بخش CLADDING (پوشش) نمای سرامیک خشک پرسلانی می باشد که مهمترین بخش این نوع نما می باشد و می بایستی استحکام کافی در مدول منفرد و کمترین جذب آب ممکن را داشته باشد. نمای سرامیک خشک پرسلانی برای کاربری های مختلف تجاری، اداری ، مسکونی و همچنین بخش های داخلی ساختمان ، پایانه ها و ایستگاه های مترو و . . . می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
سرامیک خشک پرسلانی تولید شده مخصوص نما به دو شکل کلی در بازار صنعت ساختمان کشور عرضه می گردد که شامل سرامیک مجوف پرسلانی و سرامیک تو پر پرسلانی که اصطلاحا سرامیک یک سانتی متری و یا فول بادی نیز گفته می شود.

 

 

ویژگی های سرامیک پرسلانی خشک مجوف :

1- این نوع سرامیک خشک پرسلانی با داشتن سوراخ هایی در ضخامت خود مزیت های عایق بندی بیشتری دارند . چرا که هوای موجود در حفره های خالی (cavity) از نفوذ هوای سرد یا گرم از طریق بدنه سرامیک جلوگیری می نمایند و نقش عایق را در ضخامت سرامیک خشک پرسلانی بازی می کنند.
2- به دلیل سوراخ های موجود دربدنه سرامیک درصد قابل توجهی از حجم سرامیک خشک پرسلانی شامل هوا خواهد بود که این موضوع باعث کاهش وزن بخش پوشش نمای خشک یا ( cladding ) می گردد.
3- این نوع سرامیک با تعبیه حالت کام و زبانه در دو وجه بالا و پایین آن های مسائل مربوط به آب بندی درز افقی نمای سرامیک خشک پرسلانی را به طور 100 درصد حل می کنند به طوری که هوا پشت آن ها می رود و لی آب و رطوبت به هیچ وجه به پشت ان ها نفوذ نمی کند.
4- این نوع سرامیک خشک پرسلانی دارای قطعات مخصوص برای کنج ها ، کف پنجره ها و فلاشینگ های ساختمان است که ظرافت زیاد به نمای تمام شده و قابلیت رگلاژ و آب بندی بالا را به محصول می دهد.
4- قیمت تمام شده این محصول به دلیل استفاده از تکنولوژی بالای ساخت آن که از نوع سرامیک های اکسترودی با شکل ویژه محسوب می گردند بیشتر می شود.

ویژگی سرامیک خشک پرسلانی تو پر – یک سانتی متری – فول بادی
1- این سرامیک ها بیشتر خاصیت های سرامیک خشک پرسلانی که همان جذب آب کم می باشد را دارا هستند.
2- ابعاد استاندارد تولید شده برا این نوع سرامیک خشک پرسلانی 120 در 60 می باشد و قابلیت برش به اندازه های مورد نظر طرح را دارد.
3- اکثر دیتیل های اجرایی مربوط به سرامیک خشک پرسلانی مجوف چه به لحاظ ویزیبل و چه اینویزیبل برای این نوع سرامیک خشک پرسلانی نیز امکان پذیر است.
4- سیستم های اجرایی مخصوصی برای نصب این سرامیک به لحاظ نمایان بودن و یا غیر نمایان بودن طراحی و قطعات ان تولید گردیده است که تمام استانداردهای جهانی را نیز دارا می باشد.
5- قیمت تمام شده این محصول نسبت به سرامیک خشک پرسلانی مجوف کمتر می باشد.


1- روش نمایان (VISIBLE):
در این روش تایل های سرامیک خشک پرسلانی بوسیله قطعات کلیپس استینل لس استیل ، بر روی ریل های آلومینیومی زیرسازی در فواصل مشخص شده متصل می گردند. رنگ کلیپس ها با رنگ سرامیک انتخابی بوسیله رنگ پلی استر با روش الکتروستاتیکی یکسان می گردد و در محل اتصال سرامیک به ریل نیز ، لاستیک های EPDM با کیفیت بالا جهت جلوگیری از لغزش سرامیک ها قرار می گیرند.

2- سیستم کیل ( KAIL):
اتصالات سیستم Kail، در حقیقت اتصالات مکانیکی مخفی بدون نیاز به چسب هستند که برای پوشش دادن نما به وسیله انواع مصالح گوناگون به وجود آمده اند. این سیستم در صنعت ساختمان، به طور گسترده جهت پوشش نما، دیوار های داخلی و خارجی و حتی سطوح بام (در معرض باران) استفاده می شود.
در این روش سرامیک خشک پرسلانی از طریق اتصالات آلومینیومی مخصوصی به نام کلمپ (clamp) بر روی ریل های آلومینیومی افقی مخصوص این سیستم متصل می شوند.

3- سیستم شیاری:
در این روش ابتدا بر قسمت پشت سرامیک ها دتوسط دستگاه اتوماتیک شیارزن شیارهایی تعبیه می شود. توسط دستگاه شیارزن ، شیارهای ویژه ای در دو جهت معکوس ایجاد می شود و سپس کلمپ ها به وسیله برجستگی هایی که دارند توسط چسب مخصوص داخل این شیارها کاملا محکم می شوند. سپس سرامیک ها از طریق کلمپ بر روی ریل مستقر شده و به وسیله پیچی که بر روی کلمپ تعبیه شده است در محل خود رگلاژ می شوند.
اکوآرک توصیه می کند ملزومات اجرایی نمای خشک به طور کامل اجرا شود و هیچ یک از آیتم های مربوط به مصالح و زیر سازی از قلم نیفتد چرا که کوچکترین کوتاهی موجب بزرگ ترین خسارت ها خواهد شد.

 

چرا نمای خشک به وجود آمد؟
نخستین بار در دهه 70میلادی، معمارانی در کشور آمریکا تصمیم به نصب سنگ بر روی آسمان خراش های عظیم به روش خشک را گرفتند. علت طراحی این سیستم مقاومت نمای ساختمان دربرابر نیروی شدید باد در ارتفاعات بود و این روش مدرن و نوپا مورد تأیید استاندارد های جهانی و مورد توجه بسیاری از معماران سرتاسر جهان قرار گرفت. در کشور ایران نیز برای اولین بار در دهه 70 شمسی این روش مورد استفاده قرار گرفت و همچنین در سال های اخیر معماران و سازندگان صنعت ساخت و ساز کشور از مزایای این سیستم آگاه و از آن در ساختمان های خود بهره برده اند.
پیش از این متریال نما ، با ملات یا چسب سیمانی به سازه اصلی ساختمان فیکس می شد، در این روش نصب امکان استفاده از عایق کاری برای سازنده وجود نداشته و همچنین در ارتفاعات زیاد بار باد وارد شده به سازه باعث کاهش استحکام متریال نما و نهایتاً باعث سقوط آن شده که خطرات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در سیستم نمای خشکمتریال نما توسط زیر سازی های آلومینیومی و بدون استفاده از نیروی چسبندگی بر روی سازه اصلی اعمال شده که باعث طولانی شدن عمر نما می شود و در صورت نصب صحیح و مهندسی این اطمینان را به شما خواهد داد که در شرایط سخت نیز به هیچ وجه سقوط نخواهد کرد. این روش نصب باعث دوپوسته شدن نمای ساختمان می شود. در محفظه خالی می توان روی سازه عایقی برای محافظت از ساختمان در برابر شرایط جوی ، آلودگی های صوتی و سایر مزاحمت هایی که ساکنین با آن مواجه خواهند بود اعمال کرد، همچنین یک محفظه هوا بین دیوار سازه و نما بوجود می آید که این هوا از ورود هوای خارجی به داخل ساختمان و بالعکس جلوگیری خواهد کرد. شکل جریان هوای داخل این محفظه نیز با توجه به شرایط اقلیمی متفاوت ، بسته به نیاز آن منطقه قابل تعیین خواهد بود. به طور مثال برای شرایط گرم و مرطوب این فضای خالی به گونه ای طراحی می شود که هوای داخل آن قابل تهویه باشد، اما برای شرایط اقلیمی سرد و گرم و خشک نما به شکلی طراحی خواهد شد که هوای داخل فضای خالی محبوس شود که همین مهم ضریب عایق شدگی ساختمان را نسبت به هوای خارج افزایش می دهد.
یکی از مزیت های قابل توجه نمای خشک قابلیت بازیافتی آن است که میتوان پنل ها و مصالح استفاده شده را جمع آوری نمود و از آنها مجددأ استفاده کرد. همچنین از حجم ضایعات ساختمانی به طور چشمگیری می کاهد. این نوع نمای ساختمان به بهینه سازی در مصرف انرژی کمک چشم گیری می کند و به جهت آزادی استفاده از روسازی های متفاوت ساختمان را در برابر ورود آب ، صوت و هوا مقاوم می سازد. نمای خشک را می توان در برابر تنش های ناشی از باد، طوفان و زمین لرزه و همچنین در مقابل حریق مقاوم نمود.

نکاتی که در اجرای نمای خشک می بایستی مورد توجه قرار گیرد:
چار چوبی که انتخاب می شود باید از استحکام و مقاومت بالایی برخوردار باشد.
اتصالات در برابر سرما ، گرما ، بخار آب و گازهای موجود در هوا مقاوم باشند و از اتصالاتی ضخیم و با دوام استفاده شود.
متریال زیرسازی با مصالح نمای خشک به گونه ای انتخاب شود که از لحاظ شیمیایی با یکدیگر مغایرت نداشته باشند. یعنی باعث خوردگی نشوند.
پنجره ها ، درز ها ، برآمدگی ها و نقاط کور ساختمان بایستی با دقت و تمرکز زیاد آب بندی شود.
لایه محافظ روی دیوار و قسمت های ریز کار باید به دقت کنترل و بازبینی شود.
نوع مصالح مورد استفاده و زیر سازی های موجود باید از نظر زیبایی شناختی بررسی شود و با یکدیگر تطابق داشته باشند، قیمتی مناسب داشته باشند و به آسانی و با سرعت بالایی اجرا شوند.
حتماً پس از نصب کیفیت کل سازه نما مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد.

آشنایی با مصالح نمای خشک
متریال ها و مصالح زیادی با تفاوت های بسیار برای ساخت نما به روش خشک مورد استفاده قرار میگیرند، که از رایج ترین آنها عبارتند از : سرامیک پرسلانی ، کاشی و سفالینه ،کرتین وال ، صفحات آلومینیوم کامپوزیت و ...
سرامیک پرسلانی زیر مجموعه ای از تایل های سرامیکی است با این تفاوت که در دمای بالاتری (نزدیک به 1400 درجه سلسیوس) نسبت به تایل های رایج پخته و با فشار زیاد و به دو روش اکسترودی و پرسی تولید می شوند.علت تولید پرسلان ها در این دما بوجود آمدن ماهیت هایی چون تخلخل کمتراز 0.1% و حالت زجاجی(شیشه ای) در آن است و این امر آنها را از سایر محصولات سرامیکی تفکیک می کند. پرسلان ها زیرمجموعه هایی چون تایل های مجوف(سوراخ دار) ، تایل های توپُر و Terracotta دارد که هر کدام از آنها خواص و استفاده های متفاوتی دارند.

پرسلان ها دوام و مقاومت بالایی دارند که باعث می شود پس از گذشت چندین سال از عمر نمای ساختمان همچنان پوششی جذاب و زیبا به نظر بیایند. به طور کلی این متریال را می توان در زمره یکی از مصالح نمای خشک زیبا و با دوام قرار داد.
نمای کرتین وال : یکی دیگر از مصالح مورد استفاده برای نمای خشک که به دلیل زیبایی و ماهیت های منحصر به فردش مورد توجه و استفاده معماران به نام واقع شده است نمای کرتین وال نام دارد.کرتین وال یا دیوار پرده ای پوششی شفاف برای نمای ساختمان های امروزی و مدرن هستند که هیچ بار مرده از ساختمان را به دوش نمی کشند و تنها وزنی که تحمل میکنند وزن خودش و نیروی باد وارد شده بر آن است. این نما ترکیبی از شیشه و آلومینیوم است که ضمن دوام و عمر بالای آن به دلیل آب بندی های مهندسی و حرفه ای در برابر شرایط جوی عایق بوده و انرژی داخل ساختمان به راحتی قابل کنترل می باشد. نمای کرتین وال در برابر لرزش های زمین لرزه و طوفان ، سرقت ، حرارت ، آتش سوزی و... مقاوم بوده و نیز دست طراحان را در طراحی باز گذاشته است. اما محدودیت هایی هم در قسمت های قوس دار وجود دارد که بایستی از یونیت های کوچک برای این قسمت ها استفاده کرد. در کل، اگر سازه ای با دوام ، خاص و فریبنده به جهت اجرا بر روی نمای ساختمان خود مد نظر دارید، کارشناسان ما کرتین وال را به شما پیشنهاد می کنند.

سیستم های اجرای نمای سرامیک خشک پرسلانی شاخصه های فنی دارند که اجرای صحیح آن ها بستگی به پارامتر های زیر دارد:
الف- بارهای وارده:
اولین بار وارده بار وزن خود اجزای سیستم هستند (وزن سازه زیرسازی که شامل المان های فلزی عمودی و افقی است)، بارهای دائمی (وزن خود تایل های سرامیک و ورق ها) و بارهای تصادفی (باد و جابه جایی اسکلت ساختمان)
ب- جابه جایی و تغییرشکل دادن:
بوسیله فشار باد، بارهای سازه ای ، زمین لرزه ها و لرزش های زمین، و انبساط حرارتی
ج- انبساط حرارتی :
در ساختمان های مدرن که دمای فضای داخلی ثابت باقی می ماند نوسانات دمای فضای بیرون تا 50 درجه سانتی گراد می تواند باشد (این دلیل اصلی است که چرا نبایستی پوشش بیرونی به دیوارها نباید بچسبد)
د- آب بندی و دفع جمع شدگی رطوبت
با اجرای نمای سرامیک خشک به وسیله ایجاد درزهای باز آب جمع شده در پشت پوشش اصلی نما دفع می شود این موضوع به دلیل وجود تهویه طبیعی و خاصیت دودکشی این سیستم را از سیستمی که در آن درزها پر می شوند مفید تر می گرداند.
ذ- عایق حرارتی
در اجرای نمای سرامیک خشک انتقال حرارت به وسیله جریان همرفت ایجاد می شود ؛ همرفت و تابش ؛ اجرای نمای سرامیک خشک مانند چتری ساختمان را در برابر این انتقال حرارت محافظت می نماید. عایق بندی می تواند بهتر شود به کمک استفاده از متزیال های کمکی مانند یک فوم غیرقابل نفوذ پلی استر ، پلی استایرن ضد آتش یا فیبرهای معدنی ضد آتش،
ر-عایق بندی صدا:
عایق بندی صدا رابطه مستقیمی با نوع متریال های به کار رفته در ساختن ساختمان دارد. پنل های عایق بندی و نصب صحیح آن ها در جذب شوک ها در براکت های زیرسازی نمای سرامیک خشک عایق بندی صدای ساختمان را ارتقا می بخشد.
ز- مقاومت در برابر آتش:
نماهای سرامیک پرسلانی دارای کلاس 0 در آتش بندی می باشند.

 

 

طراحی برج باغ

ضرورت احداث برج باغ ها و ويژگي هاي آن :

با افزايش روزافزون نياز مبرم بافتهاي مسکوني به گشودگي و کاستن بيش از حد اين نوع کاربري در واحد سطح شهرها و به خصوص محلات پر جمعيت شکل گرفته است. اين گونه تفکر را اگر در انديشه گذشتگان نيز جستجو کنيم به ايده باغ شهرها که توسط هاوارد پايه ريزي شده بود مي رسيم.

از نظر هاوارد شهر آن زمان که اتفاقاً به اين تراکم و صاحب اين همه مشکلات هم نبود مي بايست به گونه اي شکل مي گرفت که بناهاي آن در ميان فضاي سبز و در پارکي مدور بروي شهر قرار مي گرفتند، هدف از اين ايده در زمان خود رهايي از جنبه هاي مضر انقلاب صنعتي و از ميان بردن محلات فقير نشين و پرچمعيت که حاصل بسط لجام گسيخته صنعت بود به نظر مي آمد. اما در دنياي امروز که مشکلات بسيار زيادي گريبانگير فضاهاي شهري ما است، ديگر آرزوهاي ايده باغشهر بخش ناچيزي از مسائل مورد بحث ما را تشکيل مي دهند.

بحران کمبود زمين و بالا رفت تراکم ساخت و ساز و عدم تطابق زير ساخت ها ي عموماً فرسوده شهري با اين گسترش بي رويه و همچنين پديد آمدن مشکلات گسترده ترافيکي و به تبع آن آلودگي هوا و مساله کمبود سرانه فضاي سبز لزوم تدقيق هر چه بيشتر در اين امر و پيش بيني آينده شهرهاي کنوني را خاطر نشان مي دارد.

علاوه بر اين، پايين آمدن سطح کيفي ساخت و ساز ها با توجه به وضعيت صنعت ساختمان کشور که هرکس در آن خود را صاحب فن مي داند و همچنين روند روز افزون کمبود پارکينگ و مشکلات بسيار جدي خدمات رساني به بافتهاي شهري در مواقع بحراني و فورس ماژور نگرش جديدي را طلب مي کند که در آن وضعيت کنوني و معضلات آن بهبود يابند.

در اين راستا و با رجعت به اصول شهرسازي مدرن که اساس نامه آن در کنگره سيام و با منشور آتن بنيان گذاشته شد که البته طرح هاي جامع کنوني با تمام مشکلاتشان برداشت ناقصي از آن است. و در نظر گرفتن شرايط ميداني و ويژگيهاي شهرهاي ايراني، ايده ايجاد برج باغ ها شکل مي گيرد.

در اين نظريه هر برج باغ به تنهايي يا با اجتماع چند برج باغ ديگر ، با توجه به وسعت آن يک واحد همسايگي را تشکيل مي دهد( نظريه واحد هاي همسايگي کلارنس پري جمعي از واحدهاي مسکوني شهري را شامل مي شود که با حفظ يک شعاع دسترسي مناسب تمامي کاربري هاي مورد نياز را در کنار خود دارند) اين امر به همراه توجه به نظريه جديد اختصاص سرانه شهري که در آن تنها مساحت سرانه مورد نظر نيست بلکه نحوه دسترسي هم در آيتم هاي آن قرار ميگيرد، امکان فراهم کردن فضاهاي سبز و باز شهري مناسب و قابل دسترس را نيز فراهم مي کند. در اين نظريه با اختصاص سطح اشغال مناسب بلوک ها و همچنين ضوابط پارکينگ درخور که در ادامه آورده مي شود، واحدهاي مسکوني به صورت بناهايي با فاصله بسيار مناسب و فضاهاي باز و سبز در اطراف درآمده که خدمات رساني در شرايط عادي و فورس ماژور و اختصاص زير ساخت هاي شهري و غيره را به صورت قابل توجهي منطقي مي نمايد.

ظهور اين مجموعه ها و در اين راستا زون بندي خدمات شهري، بخش عمده اي از ترافيک شهري را کاهش داده و موجبات بهبود بافت هاي متراکم شهري کنوني را در چند دهه آينده فراهم مي سازد. با به کارگيري اين شيوه و حتي بهينه سازي آن مي توان گام بلندي در نظريه وحدت شهر و محيط طبيعي آن (نظريه پاتريک گِدس ) و همچنين به وجود آوردن شهرهاي پايدار که بحث روز شهرسازي دنياست برداشت.

برخي از ويژگيهاي مثبت طرح برج باغ ها :

1-پايين آوردن سطح اشغال بناها از 60 درصد مجاز کنوني به 15 تا30 درصد برحسب مساحت بلوک

2- حفظ فضاهاي سبز و باغات کنوني و جلوگيري از قطعه بندي و در نهايت انهدام آنها

3- احياي فضاهاي سبز و زنده در بافتهاي فرسوده و زمينهاي باير

4- رفع مشکل کمبود پارکينگ به صورت کامل با اعمال ضوابط پارکينگ براي بناهاي مسکوني

5- جلوگيري از گسترش افقي شهرها و نابودي اراضي کشاورزي همجوار آن

6- سهولت خدمات رساني به بافتهاي شهري در مواقع بحراني

7- بالا رفتن سطح کيفي ساخت و ساز با توجه به مرتفع بودن ساختمان و حضور اشخاص حقيقي و حقوقي صاحب صلاحيت

8- پايين آوردن آلودگي هواي شهر به صورت قابل ملاحظه و کاهش ميزان حمل و نقل با توجه به تصحيح واحدهاي مسکوني و خدمات مورد نياز آنها، همچنين باز شدن کريدورهاي جريان هوا در فضاي شهر و امکان جابه جايي بالا

9- جلوگيري قابل ملاحظه از به هدر رفتن انرژي با بالا بردن کيفيت ساخت و ساز و همچنين کم کردن سطح تماس ساختمانها با فضاي بيرون و استفاده از فن آوري هاي نوين

10- بوجود آمدن فضاهاي سبز طراحي شده با پراکنش مناسب و قابل دسترسي براي تمام اقشار جامعه

11- بالا بردن آمادگي جهت مواجه شدن با بلاياي طبيعي به خصوص زلزله، به دليل کيفيت بالاي ساخت و ساز و عدم همجواري ساختمانها با هم و به خصوص با معابر

در ادامه ضوابط پارکينگ و نمودار اختصاص سطح اشغال به نسبت مساحت زمين در برج باغها تقديم مي گردد.

ضوابط پارکينگ

  • زمينهاي 1000 تا 5000 مترمربع.

1-1-واحد هاي تا 100 متر مربع بناي مفيد يک واحد پارکينگ.

1-2-به ازاي هر 50 مترمربع اضافه بر 100 مترمربع ، 2/1 واحد پارکينگ

اضافه مي شود. بطور مثال : واحد 170 مترمربعي ؛ 2=2/1×2+1 نياز به دو واحد پارکينگ دارد .                  

  • به ازاي هر 10 واحد، يک واحد پارکينگ مهمان
  • زمينهاي 5000 مترمربع به بالا.
  • موارد ( 1_1 _ و 2_1_ عيناً اجرا شود)
  • به ازاي هر 5 واحد، يک واحد پارکينگ مهمان
  • به ازاي هر 20 واحد مسکوني، يک پارکينگ تبديل به پارکينگ معلولين شود (دو برابر عرض پارکينگ معمولي)

تبصره: در راستاي تامين پارکينگ طبق ضوابط فوق الذکر اضافه نمودن سطح اشغال در زيرزمينها حداکثر تا %20 سطح عرصه بلامانع است و ايجاد شرايط مناسب جهت ايجاد فضاي سبز در سطح اشغال اضافي ( گل، چمن و درختچه) اجباريست.

اصول و ضوابط طراحی نمای ساختمان ها

از زمانی که زیبایی ظاهری و آرامش و صرفه جویی در انرژی برای ساختمان ها مدنظر قرار گرفت، ایجاد نما ها با مصالح و شیوه های مختلف در دستور کار مالکان و سازندگان ساختمان ها قرار گرفت. البته در این مورد، ایرانیان دارای سابقه طولانی هستند. در طول تاریخ از گچ بری و آهک بری برای نماسازی استفاده می کردند. نتیجه به دست آمده از هنرمندان و معماران و سازندگان ایرانی را می توانیم در بناهای تاریخی مثل مسجد جامع بسیاری از شهرها از جمله شیراز، تبریز، اصفهان و بسیاری از عمارت ها، مقبره ها و بسیاری دیگر از بناهای قدیمی و تاریخی در جاهای مختلف کشور ببینیم ....

نما در معماری

در سال های اخیر، پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای پیدا کرد. نما درعمل، درون ساختمان را از بیرون جدا میکند. نما باعث می شود ما بفهمیم که طراح و معمار و سازنده هر ساختمان دارای چه عقیده، فرهنگ و ذوقی است. در واقع حالتی است که فرد مالک یا طراح از خود در برابر بیرون دارد. نماهای ساختمان جنبه خصوصی ندارند. نامهایی که به سمت کوچه و بافت شهر دارد جنبه عمومی دارند. بنابراین نمای ساختمان از یک طرف دارای جنبه اجتماعی و از طرف دیگر نمود شخصیت ساکنان است. نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه سطح انتقالی بین فضای داخلی و خارجی است که با برجستگی های تراس و چیزهای دیگر با فضای داخل ارتباط پیدا می کند.

نمای هر ساختمان در شکل دهی به مجموعه شهری که در آن واقع شده است خیلی مؤثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمان های شهر توجه کنیم می بینیم که یکنواختی نمای شهر در مجموع از بین می رود.

نمای هر ساختمان تأثیر مستقیم بر شهری دارد که در آن قرار گرفته و تأثیر آن را در بدنه خیابان ها یا میدان های آن شهر می بینیم. تفاوت بین شهری بودن یا فردی بودن نما در صورتی از بین می رود که ساختمان جزئی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباط آن با محیط اطراف خودش چند جانبه باشد.

4 دلیل استفاده از نما:

   1- زیبا و دلپذیر کردن قیافه ظاهری و بیرونی ساختمان ها و دورنمایی که مناسب و قابل قبول برای شهر یا محلی که ساختمان در آن بنا شده، باشد.

   2- جلوگیری از هدر رفتن انرژی در تمام فصل ها ، چون نقش یک عایق حرارتی را اجرا می کند.

   3- جلوگیری از آلودگی های صوتی. نمای ساختمان باعث جلوگیری از ورود صداهای آزاردهنده محیط بیرون، به فضای داخلی ساختمان های اداری، مسکونی و ... می گردد.

   4- و در نهایت باعث می شود که ساختمان ها مقاومت بیشتری در مقابل شرایط نامساعد جوی پیدا کنند مثل زلزله ها، باد و باران و رطوبت های خورنده، یخبندان و مانند آن. در کل باعث افزایش طول عمر ساختمان می شود.

همانطوركه می دانید، از مصالح مختلف مثل آجر، سنگ، بتن، شیشه و ... برای ساخت نمای ساختمان استفاده می شود برای مثال می توانیم نماسازی به روش سنتی (اندودکاری) را بگوییم. در این روش برحسب شرایط جوی منطقه، جنس مصالح از نظر جذب آب و رطوبت و میزان مقاومت و چسبندگی و چیزهای دیگر، از ملات های سیمانی گچی، گلی، آهکی و یا ترکیبی از آنها استفاده می شد . به عنون مثال: از نظر مقاومت ملات های سیمانی دارای بیشترین مقاومت و ملات های گلی و گچی به ترتیب دارای کمترین مقاومت هستند.

نمای ساختمان به سه دسته تقسیم می شود:

1- نمای سنتی که قبلا براتون توضیح دادم.

2- نماسازی با استفاده از روکش های خارجی،

3- نمای شیشه ای

بکار گرفتن روکش های خارجی مثل استفاده از رنگ های لعابی و انواع رنگ ها و یا استفاده از انواع روکش های ساخته شده از مواد رزینی مثل رزین های اکریلیک،

پلی استر و غیره . . . یا نماهای مصنوعی مثل انواع کامپوزیت و سنگ های مصنوعی.

استفاده از شیشه دارای قدمتی حدود 6500 سال است . بر اساس شواهد تاریخی، در قرن ششم میلادی برای اولین بار در کلیسایی در قسطنطنیه از شیشه به عنوان یک مصالح ساختمانی استفاده شده و قصر کریستال لندن اولین ساختمان شیشه ای بود که در سا ل1851 ساخته شده. پس با این نگاه متوجه می شویم که کار نو و جدیدی نیست. شاید در اوایل زیاد از شیشه استقبال نشده باشد ولی بعدها با پیشرفت هایی که در تولید شیشه شد هر روز به میزان استفاده از انواع مختلف آن به عنوان یک مصالح ساختمانی زیبا، عایق و در عین حال با صرفه اقتصادی، اضافه می شود. شیشه ها را به انواع شیشه های نشکن، دو یا چند جداره، عایق حرارت و صدا، رفلکس و غیره می شود تقسیم کرد. و از خاصیت های مهم آن فراهم شدن امکان دید وسیع و روشنایی کافی برای ساکنان می توان نام برد.

اصول ساختن نما

ورودی ها یکی از عناصر اصلی یک نماست. ورودی ها جائی هستند که افراد از محل خصوصیشان وارد محل عمومی می شوند. اما به دلیل اهمیت اقتصادی که برای سازندگان دارد، اغلب ورودی ها به فضاهای کم اهمیت تبدیل شده. در بعضی از

ورودی ها، ورودی افراد با ورودی اتومبیل ها یکی است و را ه باریکی برای تردد افراد پیاده دارد و در برخی از ورودی ها آنقدر از تجملات استفاده شده که عملکرد ساختمان را دگرگون می کند. طبقه همکف به دلیل اینکه کاملا در معرض دید است از اهمیت زیادی برخوردار است. تراس ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان ایجاد می کند. لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر چشمی، بام انتهای نماست. بنابراین لبه بام نمی تواند بی تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.

نورپردازی در نمای ساختمان

‌ نمای بیرونی ساختمان ها بخصوص نمای ساختما های اداری از لحاظ نورپردازی خیلی مهم است. چراغ ها باید در رابطه با فرم معماری نما طراحی شوند. چنانچه نمای ساختمان در خیابان ها و معابر عمومی قرار گیرد، بخش پایینی نما می تواند نورپردازی قوی تری در مقایسه با قسمت های بالایی نما داشته باشد. البته این امر بیشتر در مورد ساختمان های مرتفع صدق می کند.

به طور كلی نما در تمامی ساختمان ها یکی از نکته های اصلی معماری و دکور محسوب می شود. چرا که هر کس که بخواهد وارد ساختمان شود اولین چیزی که به نظرش بیاید نمای ساختمان است اگر نما زیبا باشد برای او دلچسب و گواراست و اگر زیبا نباشد حتی دلش نمی خواهد وارد آن ساختمان شود. نما در خرید و فروش آپارتمان و ساختمان خیلی تأثیر دارد چه بسا که خیلی از سازندگان بیشتر از اینکه در داخل ساختمان از مصالح خوب استفاده کنند، در نما از مصالح خوب استفاده می کنند و نظر مشتری ها را جلب می کنند.

نمای هر ساختمان در شکل دهی به مجموعه شهری که در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمان های شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از بین می رود.

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری، بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال 50 میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه می شود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهه های گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.

رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزاینده ای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.

مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزی های ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.

سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد به دلیل اینکه به دنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمان ها در سطح شهر هستند.

در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان به دنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها می شود. البته در سال های اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستان ها همچنان انجام می شود.

چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟

نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر

چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت، قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.

در سال های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می شوند، جنبه عمومی تر دارند.

بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.

نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان ها یا میدان ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می رود.

تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.

نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می کند.

برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته تر و محفوظتر باشد.

نمای ساختمان باید به دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف ها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجره ها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می خورد. اما گاه به علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می شود و این نظم آهنگ خود را از دست می دهد.

جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می دهند. در و پنجره و نعل درگاه ها تاثیر خاصی در نما می گذارند. ناودان ها، سایه بانها، پیش آمدگی های سقف و بالکن ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می کنند.

تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت ها است.

عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می توان پنجره ها را در گروه های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.

مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.

ترکیب پنجره ها، ایوان ها، درها و به طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می کند. طراح می تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.

 

در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب شکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.

در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.

محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.

کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می تواند حالت عمود 90 درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.

نمای ساختمان خالق نمای شهری است

نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می کنند.

در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.

نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان ها ومعابر می افتد شکل می گیرد.

این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.

عناصر پراهمیت درنما

ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.

لیکن به دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می کنند.

بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه ای امکان پذیر می شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.

از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به طور مستقیم می بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می شوند. همین موضوع موجب می شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.

تراس ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می آورند. بالکن ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.

لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.

صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان طور که عنوان شد نمای ساختمان ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.

در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته ترین افراد با تخصص های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.

آنچه برای علاقه مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه های ساختمانی ضروری به نظر می رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود

سبکهای مبلمان و دکوراسیون داخلی

 

در طول پنج قرن هنر دکوراسیونداخلی و مبلمان هیچگاه ییا تغییر شکل ناگهانی نداشته است، هر سبک پیش درآمدی است برای سبک بعدی و ادامه آنچه که بطور کلی در سبک های دکوراسیون داخلی اروپایی به چشممی خورد و دقت آمیخته به وسواس کارگران در به وجود آوردن گوشه ها و ریزه کاریهایمختلف است. طراحان و کارگران مبل ساز در ضمن سعی داشته اند که زیبایی و هماهنگی رانیز به هم آمیزند.

 

واضح است که این گروه کثیر به وسیله عده زیادی مشتری هنردوست و ثروتمند کهتعدادشان در قرون گذشته اروپا زیاد بوده است، تشویق شده اند، به همین علت است کههنر دکوراسیون داخلی و مبلمان در اروپا این چنین شکفته شده است و کشورهای مختلفبویژه فرانسه از این نظر صاحب سبک شناخته شده اند.

برای شروع طبقه بندی سبک هایمبلمان و دکوراسیون داخلی اروپا باید قرون وسطی را به عنوان نخستین دوره انتخاب کردو به ترتیب پیش رفت.

 

قرون وسطی:

از قرون وسطی مبلمان زیادی در دست نیست، مبلهای هنری و وسایلزندگی ارزشمند گرانقیمت در قرون وسطی در انحصار اربابها بود و به همین علت تعدادآنها روی هم رفته چندان قابل توجه به نظر نمی رسد. اولین گروهی که سعی کرد مبل سازیوساختن وسایل خانه را به یک هنر ظریف تبدیل کنند، نجاران قرون وسطی بودند و اولینچوبی که به کار بردند، چوب درخت بلوط بود. ترکیب آهن و چوب هم از خصوصیات قرون وسطیاست، دستگیره های بزرگ آهنی، نبشی هایی که برای استحکام بیشتر به کار برده می شدندو قفلهای مختلف.

در اواخر قرن چهاردهم مبل سازی دیگر یک هنر به شمار می رود واز این به بعد تغییرات و تحولات چشمگیر و قابل توجه هستند. کنده کاریها روز به روزبیشتر می شود و ظرافتی که در طرحهای کنده کاری شده دیده می شود، بیش از پیش ارزشاین هنر را بالا می برد.

وسایلی که در این دوران بیش از هر وقت دیگر ساخته میشوند، به ترتیب عبارت است از بوفه، صندوقهای بزرگ، نیمکت، تخت خواب و صندلی ویژهارباب ها.

 

دوران رنسانس:

ایتالیا نخستین کشوری است که از قرن پانزدهم با اعجاز زیاد،یادگاریهای گذشته را باز می یابد و به سوی هنر قدیم رو می گرداند.

از این زمانتا نیمه اول قرن هجدهم دوران باستان روی هنر و بخصوص هنر دکوراسیون داخلی، معماریداخلی ومبلمان تأثیر می گذارد، قصرهای برج و بارودار جای خود را به خانه های بازتربا فضای روشن تر می دهد. زندگی آرام تر می گردد و تجمل پرستی آغاز می شود، چوب درخت بلوط جای خود را به چوب گردو می دهد که روشن تر و نرم تر است و خیلی راحت تر تغییرمی پذیرد.

یکی از هنرهای اختصاصی دوره رنسانس، جاسازی مرمر، فلزات گرانبها، عاجو استخوان درون چوب است. این هنر جدید به علاوه هنر کنده کاری جلا و شفافیت خاصی بهوسایل ساخته شده می دهد، چون در این دوره به هم آمیختن رنگها مد روز است.

 

نیمه اول قرن هفدهم «سبک لویی سیزدهم»

در این سبک هنرمندان ایتالیا بیش ازسایر هنرمندان سهم دارند، در این دوره وسایل خانه بیش از گذشته سنگین و ثابت میشدند، مبل ساز و طراحان دکوراسیون توجه زیادی به راحتی وسایل خانگی دارند، به همیندلیل مبل و صندلی تشک دار با روکش پارچه به وجود می آید و به طرح و نقش روی پارچهاهمیت بیشتری داده می شود و کنده کاری روی چوب ارزش خود را از دست می دهد، هنر ویژهسبک لویی سیزدهم هنر خراطی روی پایه ها و دسته های میز و صندلی است.

 

سبک لویی چهاردهم:

در میان تمام سبکهایی که به نام پادشاهی خوانده شده است،هیچ یک در حقیقت به اندازه سبک لویی چهاردهم به سلیقه و خواسته های شخصی پادشاهوابسته نبوده است، این پادشاه مقتدر و مستبد با داشتن روحیه تجمل پرستی و هنردوستیمجموعه اعجاب آوری از مبلمان و وسایل خانه را در قصرهای متعدد خود گردآوری کرده بودکه از نظر ظرافت، هماهنگی و طرح بی نظیر است.

یکی از خصوصیات مهم سبک لوییچهاردهم، فرم کج و عقب رفته پشتی صندلیها و مبلها است که راحتی بیشتری به آنها میدهد. رنگ کردن چوب مبلها به رنگ طلایی نیز در این دوره به اوج شکوفایی خود می رسد،بطوری که رنگ آمیزی چوب های کنده کاری شده نیز هنری ظریف و قابل توجه به شمار میرود.

در دوره لویی چهاردهم مبلمان جدیدی به نام کتابخانه یا قفسه های کتاب همبه وجود می آید که تا این دوره در هیچ یک از سبکها دیده نمی شود.

 

سبک رژنس:

این سبک به علت خستگی شدید هنرمندان از طرحهای پیچیده و کندهکاریهای ظریف، همچنین توجه پادشاه و درباریان به سبک های ساده تر و فانتزی تر بهوجود آمد. توسعه این سبک را در نیمه اول قرن هجدهم شاهدیم که اسکلت بندی ها تقریباًحفظ شده اند، ولی دیگر تجمل پرستی تا حد زیادی از بین رفته است و ساده گرایی درتمامی زمینه ها دیده می شود.

سبک لویی پانزدهم: از این دوره به بعد است کههنرمندان و طراحان مختلف اروپایی دوباره از زیر تسلط هنر دوران باستان شانه خالی میکنند و به ابداع سبکی به تقریب مستقل اقدام می کنند تا به ریزه کاریها.

در ایندوره مبلهای پشت بسته که پهلوهای آن به قسمت پشتی وصل است، ابداع می شود و یکبالشتک اضافی نیز به مبلها اضافه می گردد تا به این ترتیب راحتی آنها از هر جهتتضمین شود و در همین راستا هنر نقاشی روی چوب رونق می گیرد، برنزکاری نیز از ویژگیهای مهم سبک لویی پانزدهم است.

 

سبک لویی شانزدهم:

با شروع پادشاهی لویی شانزدهم بار دیگر سبک های مبلمانتغییرات محسوسی پیدا می کنند و یکی از زیباترین سبک های دوران گذشته اروپا و بویژهفرانسه را به وجود می آورد. شاید بیشتر زیبایی و ظرافت این سبک مدیون «ماریآنتوانت» ملکه فرانسه باشد.

از ویژگی های مهم سبک لویی شانزدهم سبک خراطیمارپیچ پایه های صندلی و مبل و میزها است. از طرف دیگر رنگ آمیزی چوب به رنگهایروشن سفید، مغز پسته ای و طوسی روشن هم از اختراعات این دوره است. برای مبل هایمجلل تر رنگ طلایی همچنان پابرجاست.

سعی هنرمندان در این دوره بیشتر این بودهکه مبلمان ها و تزئینات را تکمک جهش و یل کنند، ابداع ویترین با شیشه های بزرگمستطیل شکل از کارهای تازه این دوره می توان شمرد، به این ترتیب محفظه ویژه ای براینگهداری اشیای گرانبها در سالن های اشرافی به وجود آمد.

با شروع انقلابهای بزرگدر اروپا، هنر دکوراسیون و مبلمان تا حد زیادی از رونق می افتد، در این دوران سعی وکوشش مبل سازان و هنرمندان بر این است که تا حد امکان به سادگی رو کنند.

تماس با ما

  09126199501  

          telegram2

به کانال تلگرام ما پپیوندید

       milonehco@